| فرهنگيان كاشمر |
خبري
|
پیوندها
آموزش و پرورش كاشمر
صداي معلم اخبار آموزش و پرورش انجمن صنفي فرهنگيان ايران انجمن صنفي فرهنگيان خراسان قلم معلم فرياد معلم فرياد معلمان صداي اعتراض معلم راديو معلم فرهنگيان بدخت و بيچاره معلم معلم خبر نگار مدرسه اعتراض فرهنگ گچ و دل فرهنگيان ايران پي شوري خانوم معلم كانون صنفي فرهنگيان نايين کانون صنفي معلمان ايران شاخهي کردستان كانون فرهنگيان شيراز كانون فرهنگيان استان اصفهان کانون صنفی فرهنگیان همدان وبلاگ جمعي از فرهنگيان قوچان پيامبران كاغذي ندای معلمان بجنورد ندای معلمان مشکین شهر جنبش فرهنگیان نصف جهان عضو کانون صنفي فرهنگيان قوچان پیک فرهنگیان ایران نانموده های مدرسه یار دبستانی خوراسان معلم آزاده صداي آموزگاران فرهنگي نوين هنرستان فنی برق و کامپیوتر كانون فرهنگيان شوشتر ياد داشت هاي يك آواره به وبلاگ معلمان خوش آمديد :: قالب ساز :: طراح قالب
|
همايش بزرگ معلمان و دانشجويان كاشمر براي همبستگي با معلمان و دانشجويان ايران
شنبه 15 ارديبهشت ساعت 4 بعد از ظهر دانشگاه آزاد اسلامي كاشمر
ياد و خاطره همه شهيدان گلگون كفن را گرامي مي داريم و به احمدي نژاد و الهامش متذكر مي شويم كه بايد پاسگوي خون مقدس اين شهدا باشند چرا كه ديگر نمي توانند آنها را به هدايت شدن از خارج متهم كنند . و از زير بار مسئوليت شانه خالي نمايند .
دوازده اردیبهشت روز معلم
را چگونه می توانیم گرامی بداریم در حالیکه عده ای از همکاران عزیزمان مشمول مهرورزی دولت نهم شده و در زندان به سر می برند ؟ !!!! هو الحق معلمان مسلمان ایران را به جرم محال متهم نکنید آقای استراتژیک !! در ابتدا کسب چندمین پست دولتی را به شما تبریک گفته و خدا را به دلیل خلق انسانی همه کاره و ... چون شما شکر می کنم که ایران عزیز را از مشکلات رهانیده و با بر دوش گرفتن اینهمه پست مهم و حساس ، کشور را از معضل عدم وجود مردان لایق و کاردان نجات داده اید و جان بر کف به خدمت مشغولید زیرا بعید نیست که در راه دویدن از وزارتخانه به هیات دولت و از آنجا به شورای نگهبان و سپس به دانشگاه و از این بعد هم به مرکز برنامه های استراتژیک و ... جان خود را از دست دهید ؟؟؟ احتمالا درآمدش به ریسکش می ارزد ولی این فکر را هم بکنید که اگر زبانمان لال ، پایتان در این طی المسیر ها طوری شود و یا .... چه کسی در این کشور قحط الرجال ( البته به نظر شما و اقای احمدی نژاد و خانم رجبی !!! ) اداره این امور خطیره را بر عهده گیرد ؟؟ البته از منظر ذهن قاصر ما قلم متملق خانم شما هم در تکثیر مشاغل شما بی تاثیر نیست و شما همیشه مدیون قلم یا خودکار و حتی ورق های سیاه کرده همسر خود هستید . البته باید اعتماد به نفس فوق العاده شما را نیز ستود که یقین دارید یک تنه از عهده همه این مسولیت ها به نحو احسن بر می آیید و صد البته که فرد دیگری را نیز شایسته تراز خود نمی یابید که طبق دستور ائمه معصومین علیهم السلام و نیز اصل شایسته سالاری آنان را به رییس محترم جمهور پیشنهاد دهید و یقینا در یوم الحساب در برابر پروردگار متعال و نیز همه ملت ایران سربلند خواهید بود زیرا کارهایتان را با فرصت تامل و دقت انجام داده و در هیچ یک قصور روا نداشته اید !!! البته اینکار ممکن است شاید شبانه روز شما شش برابر شبانه روز سایر مردم دنیا باشد ( فرض محال که محال نیست !!) شاید هم فقط یک کار را خوب انجام می دهید و نام شما بر مشاغل دیگر محض تیمن و تبرک و زیبایی آن گذارده می شود و صد البته ملت راضی تر است که شما حقوق مشاغلتان را بگیرید ولی یک کار را درست انجام دهید و کارهای دیگر را به دیگران وانهید . زیرا خستگی بیش از حد ، گاه شما را از بعضی حدود فراتر می برد و خلاف شرع ، به جرم ثابت نشده ، دیگران را مجرم خطاب می کنید و هر جریانی را هرطور بخواهید تفسیر می کنید گویا واقعا به شما الهام !! می شود . آقای سخنگو ، هنوز در شگفتم با کدام منطق زنان و کارگران و دانشجویان و معلمان و ... را در کنار هم قرار می دهید و اهداف شان را یکی می دانید و از همه بدتر همه را جز خودتان وابسته می خوانید ؟؟؟ آقای وزیر ، در عجبم که با این همه کبکبه و دبدبه هنوز فرق حقوق صنفی را با مبارزات سیاسی نمی دانید و البته با این همه شغل و خستگی جای تعجب ندارد که معلمان مذهبی ، فرهیخته و صبور را وابسته به اجانب و سیاسی بخوانید . البته پر واضح است که عقلا چگونه می اندیشند و حق را چگونه می یابند . آقای حقوقدان ، راحت ترین راه برای اثبات وابستگی ، شاید مقایسه وضع زندگی شما با هریک از معلمان بازداشت شده باشد ، البته شاید شما وابسته به بیگانه نباشید اما بی گمان به حقوق پنجگانه خود وابسته اید . باشد که عالم را محضر خدا دانسته و معلمان مسلمان ایران را به جرم محال متهم نکنید که ایمانشان به خدای یکتا و اعتقادشان به اسلام ناب محمدی و پایبندی شان به قانون اساسی و وفاداری شان به جمهوری اسلامی ، نصی است که حجت و دلیلش را فقط نابخردان می جویند . یک ایرانی مسلمان انه لا یحب المختال الفخور و هو اسرع الحاسبین
دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: طفره رفتن از پاسخگويي و انگ زدن توسط دولتهايي انجام ميشود كه ديدگاهشان با ديدگاه حاكم بر جامعه سازگار نيست. مجمع فرهنگيان ايران اسلامي اعلام كرد كه به دليل اتهامات ناروا و بيمايه سخنگوي دولت نسبت به معلمان كه مطالبات فرهنگيان را متصل به خارج خوانده بود، از وي به دادگاه شكايت خواهد كرد. فرج كميجاني، دبيركل مجمع فرهنگيان ايران اسلامي در گفتوگو با "ايلنا" با بيان اينكه معلمان دلسوزترين و وفادارترين قشر به نظام جمهوري اسلامي و دستاوردهاي آن هستند، گفت: اكثريت اين قشر كه نسبت به وضعيت منزلت و معيشت خود معترض هستند، به طرق مختلف در طول اين چند سال آن را بيان كرده و به وعدههاي مسوولان دلخوش كردهاند و همچنان منتظر اقدامات عملي آنها هستند. وي با اشاره به اينكه ارتقاي منزلت و معيشت، حق مسلم فرهنگيان است، گفت: نسبت دادن اعتراض فرهنگيان به اهداف سياسي و متصل كردن به خارج از كشور، توهين بزرگ و آشكار به قاطبه فرهنگيان دلسوز جامعه و گناهي نابخشودني است. كميجاني خاطرنشان كرد: الهام با اين اتهام ناروا و بيمايه، به پاك كردن صورتمساله پرداخته و به محضر همه معلمان كشور آشكارا توهين كرده است كه بايستي از اين بابت در اسرع وقت از حضور همه فرهنگيان به طور رسمي عذرخواهي كند. وي تصريح كرد: گفتن اين مطالب در اذهان عمومي بر ناتواني دولت در انجام شعارهايي كه زمان انتخابات مطرح كرده است، صحه ميگذارد. كميجاني ادامه داد: اين موضعگيريها با شعار عدالتورزي و مهرورزي دولت، غيرسياسي كردن آموزش و پرورش و شعار اتحاد ملي و انسجام اسلامي در تضاد آشكار است. دبيركل مجمع فرهنگيان ايران اسلامي تاكيد كرد كه در راستاي احقاق حق معلمان كشور از سخنگوي دولت به دادگاه شكايت خواهد كرد. روز:همسران معلمان زنداني علي اکبر باغاني، محمدتقي فلاحي، سيدمحمودباقري و علي اصغرمنتجبي، با ارسال نامه اي به آيت الله هاشمي شاهرودي، از باقي ماندن معلمان در زندان، علي رغم دستور رييس قوه قضايه براي آزادي آنها ابراز شگفتي کرده و نگراني خود را از بي اطلاعي از وضعيت همسران خود ابراز کردند. برابری زنان با مردان حق مسلم ماست ...و ما تا کنون به تمام حقوق خود رسیده ایم؟
به نام خداوند جان و خرد این درد دل یک فرزند برای پدر است فرزندی که در خانه یک معلم بزرگ شده است این حرف های ناگفته فرزندان معلمان این شهر است ،این نامه تلخ فرزند معلمی است که در راه تلاش برای بهبود معیشت فرهنگیان و اعتلا آموزش و پرورش ایران و اجرای اصول قانون اساسی به آنها که نمی دانند یا می دانند ، به آنها که خود را به خواب زده اند یا خوابند ، به آنها که مدعی اجرای قانون اساسی هستند و به آنها که با شعار عدالت و مهرورزی سکان هدایت بر جامعه ( جامعه ای که خود در عدالت و آزادی و مهرورزی یکه تاز تاریخ جهان است ) را در دست گرفته اند ، دربند است . این درد دلی است با مسئولینی که خود بر تن، یادگارهای زیادی از دوران گذشته ، زمان استبداد ، ظلم و بی قانونی دارند ، این نه یک سخن، بلکه مویه ای است تلخ از این جریان که آری چشمهایمان را باز کنیم که جریان انحصار طلب ، وحکومت مدار در حال بیدار شدن است ، از کجا آغاز کنم ، نمی دانم زیرا از گفتن هم می ترسم ، پدرم فقط به خاطر سخن حق گفتن مجازات می شود حال من هم .......
سلام ای پدر من ، سلام ای مهربان ، سلام ای معلم صبور دوستان رزمنده من ، سلام ای معلم بسیاری از مسئولین حکومت، قهرمانان ، کارمندان ، نظامیان و ... سلام ای که به گفته خمینی آن معلم بزرگ ، کار شما کار انبیاء است آری انبیاء چه نام زیبا و پر محتوایی که انبیا در هر زمان و مکانی فریاد عدالت سر می دانند و جالب اینکه همیشه طرد می شدند ، ازار می دیدند ، به افترا و سحر و دروغ متهم می گشتند ، مگر نه اینکه روشنگری اذهان کار اصلی انبیاست پس چرا تو ؟ معلمم مگر تو کار انبیا را نداشتی ؟؟ پدرم بگذار بدون پرده با تو سخن گویم ، پدرم ای معلم من ، ای دوست من به وقت بازی های کودکانه ، ای استاد من به وقت طلب علم ، ای فرمانده من به وقت مبارزه برای آزادی قدس و دفاع از مسلمانان جهان، ای همراه من در راهپیمایی ها . پدرم کودکی ام بی حضور سبز تو طی شد چرا که هر زمان از مادرم سئوال کردم بابا کو ؟ نگاهم را به سمت عکس امام خمینی جلب می کرد و می گفت به دستور اماممان به جنگ رفته است تا دست متجاوز را قطع کند و همه مردم در امن و اسایش زندگی کنند. آن زمان که ما در خانه ای بدون برق و سوخت کافی و بدون پدر با اهنگ آژیر می می خوابیدیم به تو افتخار می کردم که برای حفظ کشور اسلامیم از ما جدا شده و مبارزه می کنی شاید هم شهید می شدی اما شاهد ماندی تا در دوران دیگری برای حفظ انقلاب اسلامی مجاهدت کنی . در آغاز نوجوانی ام که جنگ تمام شده بود باز تورا نمی دیدم ، و باز مادرم کتاب و درس را نشانم می داد که پدرت صبح ها به فرزندان این مرز و بوم الفبای استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی یاد می دهد و شب ها پای درس بزرگان زانو می زند تا بیاموزد زیراکه انقلاب اسلامی به معلمانی اگاه و متعهد نیازمند است و ما بی تو چه سخت می گذراندیم . پدرم ای معلم دانشمندان هسته ای امروز ، زمانی که هجمه دشمن و به قول رهبر معظم انقلاب تهاجم فرهنگی اغاز شده بود تو بودی که در مدارس عکسهای شهدا را بر در و دیوار می زدی برای بچه ها قرآن تر جمه می کردی و از علی و عبادت و عشق و مبارزه و حکومتش می گفتی و راههای مبارزه با نفوذ دشمن را یاد می دادی ، چقدر حر ص می خوردی تا انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان نیفتد . عید هر سال وقتی همه جامه نو می پوشیدند مرا وعده به آینده ی روشن کشور می دادی و از مساوات و عدالت در اینده نزدیک خبر می دادی ، آن زمان که پدران دوستانم را می دیدم که چگونه پول روی پول می گذارند به من یاد دادی که قناعت گنجی است تمام نشدنی و برای انقلاب اسلامی باید از مال و جان و خانواده گذشت . ای پدر ای روشنگر دلهای کودکان این سرزمین به من بگو قانو ن اساسی را چند بار، چند سال و به چند هزار دانش آموز آموختی و کدامین اصول آن را به عنوان آزادی های واقعی این ملت معرفی کردی ، شاید اشاره به اصل نهم قانون اساسی می کردی که هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند . آری پدرم یادم هست چگونه در مقابل افکار غلط ، از انقلاب ، مردم ، مجلس ، ...دفاع می کرد ی و می گفتی حدود آزادی بیان در قانون اساسی انقلاب تا حدی است که طبق اصل 23 تفتیش عقاید مطلقا ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد و گفتی این اصل قانون هیچ قید وشرطی که محدودش نماید ندارد . گفتی فرق انقلاب و حکومت در چیست و این که ما انقلاب اسلامی ایران هستیم نه حکومت اسلامی که این دو واژه فرق های اساسی با هم دارند ، انقلاب از بطن مردم و برای مردم است ، بدون بورکراسی های اداری و دولت خادم مردم است و مردم هستند که تعین می کنند عدالت چیست و عادل کیست ، همان ها که برایش انقلاب کردند . پدرم نمی دانم چه بگویم با شرمساری می گویم کاش تو معلم نبودی!!!! کاش رسالت انبیاء بر دوش تو نبود کاش اگر هم معلم بودی در کارت تعهد نداشتی و خود را در محضر خدا نمی دیدی اما حیف امام فرموده عالم محضر خداست . کاش تو هم به دنبال کار ، سیاست ، پول ، رابطه و... بودی ! کاش به جای فکر کردن و خون دل خوردن برای قانون و داد زدن برای اجرای آن به دنبا ل به راحت طلبی و سکوت و بی توجهی بودی ، کاش هرگز ایه " کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته " را نخوانده بودی ، کاش فقط در فکر خود و خانواده ات بودی ، نمی دانم . پدرم دلم از توخیلی پر است بگذار بر تو مویه کنم زیرا جز تو گوش شنوایی بر حرف های من نیست ، بگذار از تو بنالم و بگذار بعد از 28 سال فرزند معلم بودن ، بعد از 28 سال فقر و سختی و قناعت و مبارزه ، یک بار زبان شکوه بر تو باز کنم ! پدرم تو را چه که مدارس ما فاقد استانداردهای لازم و جهانی برای آموزش نسل های آینده است . پدرم تو را چه که فاصله طبقاتی مردم را رنج می دهد و بنیانهای نظام اسلامی را سست می کند . پدرم تو را چه که زندگی معلمان سخت اداره می شود و بسیاری از آنان زیر خط فقرند تو که 2 – 3 سال دیگر بازنشسته می شوی . پدرم تو را چه که اصل 26 قانون اساسی می گوید : احزاب ،جمعیت ها ،انجمن های سیاسی و صنفی ، انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند مشروط بر اینکه اصول استقلال ،آزادی ،وحدت ملی و موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند و هیچ کس را نمی توان از شرکت در آن منع کرد و یا به شرکت در یکی ازآنها مجبور ساخت ، نقض می شود و از ما بهتران ، آقا زاده ها ، دولت های در سایه و مردان یقه بسته چشم دودی در حال رشد و انحصار طلبی هستند . پدرم تو را چه که نظام هماهنگ تصویب نمی شود مگر سهم معلمان از این لایحه چقدر است . پدرم تو را چه که مدارس غیر انتفاعی ، آموزش پولی و عدم سرمایه گذاری در آموزش و پرورش به زیان انقلاب است مهم این است که حفظ کنیم آمریکا دشمن همیشگی ماست . پدرم تو را چه که معلمان شبانه مسافر کشی می کنند ، وفردا خسته در کلاسها چرت می زنند و شاگردان ضعیف پرورش می یابند و آینده علمی کشور تضعیف می شود مهم این است که مدرکی بگیرند . پدرم تو را چه که آموزش و پرورش یک نهاد تولیدی است نه صرفا مصرفی ، مهم فقط شعار دادن است و بس . پدرم تو را چه که وزراء آموزش و پرورش باید بدور از مسائل سیاسی و از بین نخبگان علمی انتخاب شود مهم این است که جریان فکری در آموزش و پرورش ممنوع است . پدرم تو را چه که مردودی 4 میلیون دانش اموز خواب را از چشمانت برباید . پدرم تو را چه که به جای استراحت در نوروز در پاسخ به پرسش مهر 6 درباره عدالت و مهرورزی قلم فرسایی کنی مهم آن است که کنفرانسی بر قرار شود و پژوهشی ارائه گردد . معلمم آن لحظه که تو را از جلوی خانه ملت د ست بسته و با ماشین های دودی گرفتند به چه فکر می کردی ، می دانم به اصل 27 قانون اساسی می اندیشیدی که می گوید تشکیل راهپیمایی ها و تجمعات بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است آیا آن لحظه به یاد ستارخان و باقر خان نیفتادی ؟ آیا آن لحظه که رئیس برنامه و بودجه اظهار بی اطلاعی از روند بودجه کرد یاد مدرس و فریادهایش نیفتادی ؟ نمی دانم ما را چه شده است ، معلمی را برای دفاع از حقوق اساسی معلمان این کشور ؛ که به راستی و بدون هیچ اغراقی حافظان واقعی نسل های آینده و رواج دهنده فکر و اید ئولوژی انقلاب اسلامی هستند ؛ ازمقابل خانه ملت به بهانه واهی می برند ، و وکلاء این معلم که با رای او و شاگردانش بر کرسی مجلس تکیه زده اند و به روزی روزگاری به معلم بودن خود می نازند ، سکوت می کنند و سکوت علامت رضا ست و فارغ از لایحه برای ایام نوروز خود برنامه ریزی می نمایند ، آنها را چه که موکلانشان سال تحویل در بند باشند و چه وکلاء نمونه ای ؟؟؟!! نمی دانم در آن هنگام رئیس دولت که ؛ طبق اصل 113 مسئو لیت اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد وطبق اصل 121 در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر و متعال سوگند یاد کرد که از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که در قانون اساسی برای ملت شناخته شده است حمایت کند هم او که تمام وقت خود و دولتش را به سفر های استانی ، شعار دادن ، و فریاد بر سر امریکا کشیدن می گذراند و گویا از حال بسیاری از ظلم ستیزان کشورش بی خبر است ؛ صدای فریاد هزاران معلم فرهیخته و انقلابی و خانواده های مذهبی ، صبور و قانع آنها را نشنید که بی عدالتی را فریاد می زنند . آری ما نه سالن ورزش می خواهیم نه بودجه برای ازدواج ، نه کار ، نه .... ما اجرای اصول 23-27-26-32-37- 9 و ... قانون اساسی راکه برای آن خون ها ریخته شده و عصاره انقلاب اسلامی ایران است را خواستاریم . امروز که نسل های گذشته انقلاب هنوز بر سر کارند ؛ آنها که انحصار را دیده اند ، مبارزه با اندیشه را دیده اند و مقابل مردم ایستادن را لمس کرده اند ؛ حرمت معلم مسلمان نگاه داشته نمی شود وای بر فرداکه نسلی انقلاب ندیده ، خون نداده و ... بر سر کار آیند و زمام در دست گیرند ؟؟ آنها که در زمان انتخابات زبان به التماس می گشایند و از امام مایه می گذارند که میزان رای ملت است چگونه باور دارند که مردم علاقه ای به اندیشیدن وعالم شدن داشته باشند که عالم در این کشور یا وابسته است یا مجرم!!! پدرم می دانم در آن دیدار که با رئیس دولت کنونی در زمان قبل از انتخابات داشتی چه قول هایی داده است و می دانم چرا اجرا نمی شود ، آخر اگر به معلمان و حافظان علم و اندیشه ارزش بدهند ، اگر معلمان آگاه باشند ، جایی برای رشوه های شهرام ها باقی می ماند ؟ راهی برای گریز از اجرای قانون اساسی باقی می ماند ؟ جایی برای شعار عدالت علی دادن هست ؟ و به گفته آن سرباز ؛ در زمان بردن تو در نیمه شب ؛ قانون را فقط در کتاب می نویسند . آری کجاست خمینی بزرگ ، یادگارهایش کجایند ؟ معلم بزرگ رجایی کجاست ؟ پدرم من می دانم مشکل کجاست ، مشکل آنجاست که تحلیل گران و آقایان ، انقلاب را مال خود می دانند ، اما آیا این انقلاب انقلابی است که خمینی عزیز برای آن فریاد می زد ؟ انقلاب خمینی کبیر مال همه مردم ایران است و نیز مال معلمان آگاه و دلسوز نه انحصار طلبان و کران و کوران . سخن آخر اینکه پدرم کاش در کربلای پنج شهید می شدی ، کاش در زندان ساواک جان می دادی ، کاش توبره جنگ را بر پشت می نهادی ، کاش خود را نسبت به خون دوستان شهیدت مدیون نمی دانستی ، کاش نسبت به انقلاب اسلامی تعهد نداشتی و اینقدر برای حفظ نظام دل نمی سوزاندی ، کاش در کلاسهای درست از اسلام و عدالت و حقوق انسانها نمی گفتی ، کاش به حدیث پیامبر صلوات الله که فرمودند : هر کس صدای مظلومیت کسی را بشنود و به یاریش نشتابد مسلمان نیست پای بند نبودی کاش درد ورنج همکاران فرهنگی ات را فریاد نمی کردی شاید اگر سر در زندگی فردی خود فرو می کردی و هم رنگ جماعت می شدی حال من هم یک آقا زاده مرفه بودم ، نه فرزند یک معلم دادخواه عدالت طلب در بند ، در دولتی به نام عدالت والسلام فرزند علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران |
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by moallem86.Blogfa.com